كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
781
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ تسبيح گويند خداى تعالى را در خانهاى كه دستورى داد خداى و امر كرد أَنْ تُرْفَعَ آنكه برداشته شود قدر او بتعظيم يعنى آن را رفيع القدر و بزرگ مرتبه دانند يا بردارند در ان آوازها تا برداشته شود به حق سبحانه حاجتها در ان بيوت وَ يُذْكَرَ فِيهَا و ياد كرده شود در ان خانها اسْمُهُ نام او مراد از بيوت مساجد است كه اشرف اماكن و ارفع مساكن از جميع بقاع آنست كه در آنجا بذكر و نماز اشتغال بايد نمود و از سخن دنيا و كلام ما لا يعنى محترز بايد بود يا بيوت انبياء ع يا بيوت مدينه يا حجرات طاهره و بعضى رفع را حمل كنند بر ساختن و افراشتن بنا چنانچه فرمود و اذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت و گويند بيوت عبارت از چهار خانه است كه بامر الهى متصدى عمارت آن پيغمبران ع بودند كعبه معظمه كه بسعى خليل ع و مدد اسماعيل ع تمام شده و بيت المقدس كه رفع قواعد در ايام خلافت داود و اتمام آن بر دست سليمان ع اتفاق افتاده و مسجد مدينه و مسجد قبا كه عمارت آن هر دو به اشارت حضرت مصطفى صلى اللّه عليه و عليهم اجمعين بوده يُسَبِّحُ لَهُ تسبيح گفته شود يا نماز گذارند مر خداى را فِيهَا در ان بيوت بِالْغُدُوِّ وَ الْآصالِ به بامداد و شبانگاه رِجالٌ مسبحان يا مصليان مردانند كه از غايت استغراق در مقام شهود و لا تُلْهِيهِمْ مشغول نمىسازد و باز نمىدارد ايشان را تِجارَةٌ بازرگانى يعنى خريدن متاعى كه از ان توقع سودى باشد وَ لا بَيْعٌ و نه فروختن آنها يعنى داد و ستد و خريد و فروخت ايشان را مانع نبود عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ از ياد كردن خداى تعالى وَ إِقامِ الصَّلاةِ و بهپاى داشتن نماز وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ و از دادن زكات محققان برآنند كه چون بيع و شرا كه اعظم اشغال دنيويست ايشان را از ذكر مانع نبود باقى اشتغال بطريق اولى صاحب كشف الاسرار آورده كه ظاهر ايشان با خلق است و باطن ايشان در شهود اسماء و صفات حق و به حقيقت اين روش خواجگان ماوراءالنهرست آوردهاند كه ملك حسين كرد كه والى هرات بود از حضرت خواجه قطب الاقطاب خواجه بهاء الدين نقشبند قدس سره پرسيد كه در طريقه شما ذكر جهر و خلوت و سماع مىباشد فرمودند كه نمىباشد پس گفت بناى طريقه شما چيست فرمودند كه خلوت در انجمن به ظاهر با خلق و به باطن با حق بيت از درون شو آشنا و از برون بيگانهوش * اين چنين زيبا روش كم مىبود اندر جهان - آنچه حق تعالى مىفرمايد لا تليهم تجارة و لا بيع عن ذكر اللّه اشارت به اين مقام است و حضرت حقائقپناهى قدس سره در بيان اين طريقه انيقه فرمودهاند رباعى سر رشته دولت اى برادر به كف آر * وين عمر گرامى به خسارت مگذار دائم همه جا با همه كس در همه حال * مىدار نهفته چشم دل جانب يار يَخافُونَ مىترسند اين مردمان با وجود چنين توجه و استغراق يَوْماً تَتَقَلَّبُ از روز كه بگردد فِيهِ الْقُلُوبُ در ان روز دلهاى يعنى از هول متحيّر گردد و صفت آرامش باضطراب متغير شود وَ الْأَبْصارُ و بگردد ديدها و از هر طرف بنگرد تا به بيند كه نامه اعمال وى از كجا به دو مىآيد لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ متعلق است به يخافون يعنى مىترسند تا جزا دهد خداى ايشان را به سبب آن ترس أَحْسَنَ ما عَمِلُوا نيكوترين جزاى آنچه كردهاند يعنى بهشت موعود وَ يَزِيدَهُمْ و زياده كند در پاداش ايشان مِنْ فَضْلِهِ از فضل خود يعنى وراى جزاى موعود ايشان را عطاها كرامت فرمايد كه هرگز در خاطر ايشان خطور نكرده باشد وَ اللَّهُ يَرْزُقُ و خداى تعالى روزى مىدهد در دنيا مَنْ يَشاءُ هرك را مىخواهد بِغَيْرِ حِسابٍ بىحساب يعنى بر ان روزى حساب نكند يا زياده از ان دهد در عقبى كه بخير شمار درآيد .